هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

632

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

چون يافت دلم راه به كوىِ توبه صد شوق * با انس تو از خلق جهان جمله بُريديم بودى دل ما را « رام » به ابناى زمان ، ليك * با يك نظرت از همهء خلق رميديم اين مرشد ره ، يار كجا ، راه كدام است ؟ * ما ديده به ره منتظرانيم و مُريديم با راهزنان عربده‌ها شد به سَر راه * بس جور و تعنّت « 1 » به ره دوست كشيديم هرچند دل افسرده شدم دوش ، و ليكن * امروز بسى زنده دل از نَخلِ اميديم ديگر مكن از دورىِ ره شِكوه ، نظاما * يك گام دگر بيش نمانده است ، رسيديم منزل چهارم : نيشابور شب سه‌شنبه ، هشتم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] از قدمگاه حركت كرده ، به بلدهء نيشابور آمديم . منزل در خارج قلعه [ و ] نزديك كاروانسرا ، توى چادر بود . جناب شريعت مآب حاجى ميرزا محمد على مجتهد قراجه داغى نيز كه با اهل و عيال عازم مشهد بودند ، تشريف آوردند . باهم بوديم . نواب و الا على نقى ميرزا ، حكمران نيشابور ، فرزند شاهزادهء اعظم ركن الدوله محمد تقى ميرزا حكمران خراسان و سيستان و جناب آخوند ملا هاشم رئيس العلماء نيز به اتفاق شيخ الاسلام نيشابور و جناب شمس العلماء [ در ] آن‌جا به ديدن آمدند . مجلسى انسى شد و خوش گذشت . منزل پنجم : شوراب از نيشابور دو ساعت و نيم از شب رفته ، حركت شد . يك ساعت از دسته رفته ، به منزل شوراب وارد شديم . در كاروانسراى مؤتمن السلطنه كه جاى راحتى بود ، منزل شد . حيف ، وارد و صادر هرگز به پاكيزگى منزل مقيّد نيستند . منزل ششم : زغفرانلو شب جمعه ، يازدهم ماه شعبان [ 1301 ه . ق . ] دو ساعت از شب رفته ، از شوراب سوار شده ،

--> ( 1 ) . تعنت ( taannot ) ، خرده‌گيرى ، عيب‌جويى ، گناه جستن .